کسب و کار

راه های موفقیت (قسمت دوم)

در قسمت اول با قوانین اولیه آشنا شدید و آموختید چگونه کاری که می خواهید انجام دهید را عملی کنید سپس برنامه ریزی کنید و اهداف خود را مشخص کنید.

حال با ما همراه باشید و قوانین را دنبال کنید.

نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید

باید درباره خودتان کاملا واقع گرا باشید. خیلی از مردم نمی توانند این کار را انجام دهند. موضوع فقط این نیست که دیگران ما را چطور می بینند بلکه دید ما نسبت به خودمان هم مهم است. همه ما تصویر ذهنی از خودمان داریم. این تصویر ذهنی نشان می دهد که چطور به نظر می آییم، چه انگیزه هایی  برای کارمان داریم و چطور کار    می کنیم. اما این تصویر تا چه حد واقع گرایانه است؟ مثلا من فکر می کنم کارم را خلاقانه و به شکلی خارق العاده انجام می دهم اما دیگران فکر می کنند من شلخته و نامنظم هستم. کدام درست است؟ کدام با واقعیت منطبق است؟

برای شناخت نقاط ضعف و قوت تان اول باید نقش تان، یعنی روش کاریتان را بشناسید. ممکن است من خلاقیت را نقطه قوت خودم بدانم. یعنی ایده های خوب زیادی در ذهن داشته باشم، به جزئیات توجهی نکنم و به جای کار کردن روی پروژه ها و ادامه دادن شان پروژه های جدیدی ارائه بدهم. مسلما همه این موارد نقاط قوت هستند. اما اگر من نقش مکمل و یا مجری را به عهده داشته باشم چنین نیست و همین موارد نقاط ضعفم خواهند بود. به جای این خصوصیات، پشتکار، تلاش، استقامت، توانایی پیش بینی، تطابق، ثبات قدم و نظم، نقاط قوتم را تشکیل خواهند داد. آیا این ها نقاط ضعف هستند؟ شما باید قبل از قضاوت ذهنی درباره نقاط ضعف و قوت تان ابتدا نقش تان را بشناسید. مواردی را که فکر می کنید نقاط ضعف و قوت تان هستند یادداشت کنید. این فهرست را به یکی از دوستانتان نشان دهید و از او بخواهید منصفانه این موارد را ارزیابی کند. حالا همین فهرست را به کسی نشان بدهیدکه همکار و یا همکلاسی شما هست. آیا بین ارزیابی آن ها تفاوتی وجود دارد ؟ مطمئنا تفاوت زیادی باید وجود داشته باشد. این تفاوت بخاطر این است که مهارت ویژه ای که در روابط دوستانه تان به کار می برید با مهارت هایی که در روابط کاریتان از آن ها استفاده می کنید کاملا متفاوت است.

این قانون در مورد شناخت نقاط ضعف و قدرت تان است و ضرورتا به این معنا نیست که باید این رفتارها را اصلاح کنید، از بین ببرید، روی آن ها کار کنید و یا به شکلی آن ها را تغییر بدهید. خیلی از مردم فکر می کنند شناخت نقاط ضعف و قوت شان به این معنا است که باید خصوصیات بد را کنار بگذارند و فقط با خصوصیات خوب شان کار کنند. این درست نیست. راه حل این نیست. حقیقت همین است. همه ما نقاط ضعفی داریم. راه حل این است که به جای اینکه سعی کنیم کامل و بی نقص باشیم، که دور از واقعیت و بی حاصل است، یاد بگیریم که با نقاط ضعف مان کار کنیم.

ممکن است بتوانید برای نقاط ضعف تان کاربرد های بهتری پیدا کنید که با این کار نقاط ضعف تان به نقاط قوت تبدیل می شوند، این طور نیست؟

تهدید ها و خطرات را پیش بینی کنید

تهدید ها و خطرات هر روز از هر سو به طرفمان می آیند. تهدید همیشه همین طور است. اما وقتی به حقیقت مبدل می شود می توانیم با آن مقابله کنیم. تا وقتی که تهدیدها فقط تهدید هستند باعث ترس مان می شوند اما آسیبی به ما نمی رسانند. برای تشخیص این که کدام تهدید ها به حقیقت تبدیل می شوند نوعی استعداد و مهارت لارم است. تهدیدات بسیاری در اطراف مان وجود دارند و ما نمی توانیم نسبت به همه آن ها واکنش نشان دهیم. اما تعداد تهدید هایی که به حقیقت تبدیل می شوند کمتر است و می توانیم با آن ها برخورد کنیم.

خوب است که به تهدیدها به چشم تهدید نگاه نکنیم بلکه آن ها را فرصت بدانیم. هر تهدیدی که به واقعیت تبدیل شود فرصتی برای رشد و تغییر، تطابق و بازنگری روش های مدیریتی مان است. اگر نگرش مثبتی داشته باشیم می توانیم بیشتر به تهدیدها به عنوان مسائل مثبت نگاه کنیم تا منفی چون تهدیدها فرصتی در اختیارمان قرار می دهند تا خودمان را نشان دهیم. اگر هرگز درگیر مشکلات نشویم هرگز پیشرفت نخواهیم کرد

به دنبال فرصت ها باشید

همانطور که گفته شد برای کارتان برنامه ریزی کنید و برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت داشته باشید اما زمانی می رسد که باید برنامه ها را دور ریخت. این زمان ها همان فرصت ها هستند. هر فرصتی به منزله توپی است که به سمت شما پرتاب می شود. فقط به اندازه چشم بر هم زدنی وقت دارید تا آن را بگرید. دیگر وقتی برای سوال پرسیدن، نگاه کردن به این طرف و آن طرف، شنیدن دلایل مخالف و موافق ندارید. یا توپ را می گیرید یا آن را از دست می دهید.

کمی از وقت تان را صرف فکر کردن به گذشته ها و فرصت هایی کنید که ازدست داده اید، اگر همان فرصت ها را برای دومین بار در اختیارتان قرار بدهند چه کار می کنید؟ آیا واکنش دیگری نشان می دهید؟ قبلا مرتکب چه اشتباهاتی شده اید؟ با دقت روی آن ها فکر کنید.

آنچه که نباید در مواقعی که فرصت ها را پیش رو دارید انجام دهید به قرار زیر است:

    • نتوانید فرصت ها را بشناسید و ندانید به چه دردی می خورند.این یعنی یک فرصت کوتاه و گذرا.
    • با قضاوت نادرست درباره موقعیتی که دارید فرصت موفقیت را از دست بدهید.
    • آنقدر هیجان زده بشوید که نتوانید درست تصمیم بگیرید.

طوری رفتار کنید که انگار واقعا همانی هستید که به نظر می رسید

باید شما طوری رفتار کنید که انگار واقعا همانی هستید که به نظر می رسید. شما باید به همان چیز یا همان کسی تبدیل شوید که آرزویش را دارید. این تقلید نیست. آموزش است. اگر نتوانید این طوررفتار کنید  نمی توانید آن کار را انجام بدهید. شما باید بتوانید ابزار لازم را فراهم کنید و بتوانید کار را به نحو احسن انجام بدهید. این مهم ترین مسئله است اگر نمی توانید آن را انجام بدهید کنار بکشید.

این قانون ها، مخصوص کسانی است که سخت کوش و با استعداد و آماده هستند کمی تلاش کنند و از خودشان مایه بگذارند. اگر می خواهید طوری رفتار کنید که انگار واقعا همانی هستید که به نظر می رسید باید رفتار، گفتار و لباس پوشیدنتان صحیح باشد. فقط زمانی می توانید این ها را داشته باشید که آماده انجام این برنامه چهار بخشی باشید:

      • دیدن
      • یاد گرفتن
      • تمرین کردن
      • به اجرا در آوردن

اگر آماده انجام دادن این چهار مورد باشید پیشرفت چشمگیری خواهید کرد. البته شما باید این کارها را بدون اینکه کسی بداند در کنار کارهای روزانه تان انجام بدهید

راههای موفقیت شاید در ظاهر نکات بسیار ساده ای باشند که شما می توانید با عمل به آنها راه موفقیت را طی کنید، اما عمل به آنها و دارا بودن صبر و حوصله و پشتکارعاملی است که بسیاری افراد آن را رعایت نمی کنند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطلب هم برای شما جالب باشد

Close