کسب و کار

چطور میشه یک فرد موفق شوم (قسمت دوم)

در قسمت اول با قوانین اولیه آشنا شدید و آموختید که چگونه در کارتان با نقش تان آشنا شوید و نقاط ضغف و قوت خود را پیدا کنید و برای کارتان برنامه ریزی کنید و همیشه کاری را انجام هید که الگوی دیگران باشید.

قوانین موفقیت در کار اول و مهم تر از همه راهنمای مدیران و درسی برای همه کسانی است که می خواهند قله موفقیت را فتح کنند، اما نقشه راه را پیدا نمی کنند. در این قسمت  با این قوانین آشنا  شوید و آنها را دنبال کنید.

از کاری که انجام می دهید لذت ببرید

اگر از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید پس چه کار می کنید؟ اگر در کارتان هیچ سرگرمی و لذتی وجود ندارد واقعا دلیلی ندارد که انجامش بدهید. گفتن این که از کارتان لذت می برید اصلا شرم آور نیست. مردم طوری رفتار می کنند که انگار نارضایتی و گله و شکایت از وضعیت کار باعث افتخار است. احتمالا نوعی سلسله مراتب اداری وجود دارد که در آن کارمندها سعی می کنند برای شکایت از کاری که از آن متنفرند از هم سبقت بگیرند. اما شما نه. شما باید از انجام کارتان لذت ببرید و کاری کنید که دیگران هم از این موضوع مطلع شوند. وقتی به دیگران بگویید که کار برای تان لذت و سرگرمی است و کار برای شما بیشتر از دیگران لذت بخش است قدم هایتان سبک تر، اضطراب تان کمتر و کلا رفتارتان شادتر خواهد شد.

با اعتراف به این که کارتان لذت بخش است راز کوچکی را فاش می کنید که فقط افراد واقعا موفق از آن خبر دارند. خوش گذرانی در محل کار با لذت بردن از کار تفاوت دارد. وقتی کارتان لذت بخش است یعنی به کارتان افتخار می کنید، از مبارزه کردن لذت می برید و با نگاهی مثبت و مشتاق هر روزتان را آغاز می کنید. خوش گذراندن در محل کار یعنی کار چندانی انجام ندهید، پر حرفی کنید، با همکاران تان شوخی کنید و تمام بعد ظهر را به نوشیدن بگذرانید. مطمئنا شما هم قبول دارید که این دو با هم فرق دارند. خوش گذرانی در محل کار موقتی است. همین که هیجان و شادی فروکش کند لذتش هم از بین می رود.

وقتی از کارتان لذت می برید یعنی از مذاکره کردن و چانه زدن، استخدام و اخراج کارمندها، مشکلات هر روزه و نگرانی ها ، نا امیدی ها، آینده نامطمئن ، محک زدن قابلیت ها و چیزهای جدیدی که یاد می گیرند لذت می برید.

سیستم ترفیع را مطالعه و بررسی کنید

وقتی کاری را تازه شروع می کنید در پایین ترین سطح آن حرفه قرار دارید و وقتی  به شخصی که بالاترین سمت را دارد یعنی رئیس، مدیر و مدیر عامل نگاه می کنید به نظرتان اشخاص محترم و با ابهتی می آیند. ناگزیر روزی مسن تر می شوید، تجربه تان بیشتر می شود و خودتان سمت بالاتری کسب می کنید یا شاید برای خودتان کسب و کاری راه می اندازید. اکثر مردم همین طورند. در سلسله مراتب اداری کم کم به جایگاه بالاتری می رسند، اغلب از کار خود دور می افتند و در مرحله ای که به نظر می رسد در آن احساس آرامش و رضایت می کنند متوقف می شوند. کار در همین جا به پایان می رسد. اما افرادی که واقعا می خواهند درکارشان موفق شوند و دنبال پیشرفت هستند خواسته شان فقط همین نیست. آنها هر گز با سرگردانی و بی توجهی به جایی نمی رسند. بلکه برنامه ریزی می کنند. با سیستم آشنا هستند و از آن استفاده می کنند. آن ها مراحل گذر از نقطه ای به نقطه دیگر و پستی بلندی های رسیدن به هدف آشنا هستند.

اگر می خواهید وارد سیستم ترفیع شوید و از آن سود ببرید باید آن را مطالعه و بررسی کنید. باید بررسی کنید که سیستم ترفیع در اداره شما چگونه است؟ آیا با آن آشنا هستید؟ آیا تا بحال آن را مطالعه و بررسی کرده اید؟ سابقه کسانی را که قبل از شما مشغول به کار بوده اند بررسی کنید.

یک نمودار ترفیع با خصوصیات زیر برای خودتان طراحی کنید:

بالاترین سمت در حرفه تان یا بالاترین سمتی که انتظار دارید به دست بیاورید. (توجه داشته باشید که در واقع این دو جایگاه باید یکی باشد) را مشخص کنید.

حالا به پایین ترین سمت نگاه کنید و آن را هم مشخص کنید.

بعد برنامه همه مراحل بین این دو را طرح ریزی کنید.

سپس جایگاه فعلی تان را مشخص کنید.

و در آخر از مراحل رسیدن به سمت مورد نظرتان فهرستی تهیه کنید.

حالا شما هم برای خودتان نمودار ترفیع دارید و هر وقت که به یکی از این مراحل رسیدید می توانید آن را خط بزنید.

اگر می خواهید به جای پیشرفت در کاری که هم اکنون به آن مشغولید یا مشارکت با دیگران، کارفرمای خودتان باشید باز هم همین مراحل به کارتان می آیند.

هم زمان با این کار می توانید تمام مهارت ها و تجربه هایی را که برای انجام موفقیت آمیز هر مرحله لازم است فهرست کنید. سپس می توانید کارهای لازم برای کسب این مهارت ها را به فهرست تان اضافه کنید، مانند جاهایی که باید بروید، چیزهایی که باید یاد بگیرید و موضوعاتی که باید مطالعه کنید. می توانید این ها را به برنامه بلند مدت و برنامه پنج ساله تان اضافه کنید.

با فرهنگ شرکت تان آشنا شوید

هر شرکت، صنعت و یا اداره کوچکی فرهنگ خاص خودش را دارد. شناخت این فرهنگ، برگ برنده و کلید موفقیت شماست.

فرهنگ هر شرکت یعنی افراد آن چگونه کار می کنند. گاه این فرهنگ توسط شرکت هدایت می شود اما در اکثر مواقع افراد، ان را به وجود می آورند و به طور طبیعی و بدون هیچ برنامه و راهکاری رشد می کند. اگر با این فرهنگ آشنا نباشید یا اگر نتوانید از آن    بهره ای ببرید سرانجام در نظر دیگران شخصی نادان جلوه می کنید و دیگران به راحتی از شما سوء استفاده و تحقیرتان می کنند.

به خاطر داشته باشید که تقریبا هفتاد درصد اخراج شدن ها به این دلیل نیست که اشخاص نمی توانند کاری را به درستی انجام بدهند بلکه به خاطر این است که از فرهنگ شرکتی که در آن کار می کنند بی اطلاع هستند و با دیگران هماهنگ نیستند.

لازم نیست فرهنگ شرکتی را که در آن کار می کنید کنترل کنید، در آن سهم یا قبولش داشته باشید. تنها کاری که باید انجام بدهید این است که سعی کنید با آن هماهنگ باشید.

شنونده خوبی باشید

شنونده خوب کاری می کند که گوینده بداند به حرف هایش گوش می دهد. شما باید این کار را با استفاده از موارد زیر انجام دهید:

  • از کلمات تشویق آمیز استفاده کنید: آهان، ادامه بده، بله، دارم گوش می دهم.
  • از حرکات دست و صورت تان به شکل مناسب استفاده کنید، سرتان را به یک سمت خم کنید، چشم هایتان را باز کنید و به طرف مقابل بدوزید، خمیازه نکشید و با ساعت تان ور نروید.
  • بعضی قسمت ها را دوباره تکرار کنید تا گوینده مطمئن شود متوجه منظورش شده اید. مثلا بگویید: جمعه ساعت سه، بله، متوجه شدم.
  • از آن ها بخواهید چیزهایی را که نشنیده اید یا متوجه نشده اید دوباره تکرار کنند.

حالا چرا باید بخواهید شنونده خوبی باشید؟ ساده است. چون با این کار:

  • اطلاعات بیشتری کسب می کنید.
  • درک بهتری نسبت به آنچه باید انجام بدهید خواهید داشت.
  • اتفاقاتی را که در اطراف تان می افتد بهتر درک می کنید.
  • فردی دلسوز و با ملاحظه به نطر می رسید.
  • باهوش و هوشیار به نطر می رسید.
  • به نطر می رسد در کارتان خیلی ماهر هستید.

خوب گوش دادن نوعی مهارت است و استعداد خاصی است که باید آن را تمرین کنید و یاد بگیرید. این توانایی یک شبه و خود به خود به وجود نمی آید.

  در برخورد با افراد مختلف انعطاف پذیر باشید

شما باید با توجه به موقعیتی که در آن قرار دارید انعطاف پذیر و برای تغییر آماده باشید. مدیر ایده آل کسی است که مهارت زیادی داشته باشد. آیا شما همیشه بدون توجه به اینکه اطرافیانتان چه کسانی هستند یا دور و برتان چه اتفاقی می افتد یکسان رفتار   می کنید؟ آیا به سادگی خودتان را با شرایط وفق و تغییر می دهید؟

با تکنیک های جدید مدیریتی کاملا آشنا شوید

نباید راحت بنشینید، به آنچه دارید قانع باشید و بی خیال شوید چون  نمی توانید عواقب این کار را تحمل کنید. هر لحظه ای که   بی خیال و آسوده نشسته اید شخصی در حال کسب سود و منفعتی است که باعث می شود از شما سبقت بگیرد. شما باید با زمان پیش بروید و این یعنی از آخرین تکنیک های مدیریتی، جدیدترین واژه های مربوط به حیطه کاری تان و هر چه چاشنی اجرایی ماه محسوب می شود با خبر باشید.

برای اینکه از همه بهتر باشید باید بدانید دیگران از چه واژه های خصوصی استفاده می کنند. اصلا خوب نیست وقتی همه از واژه منابع انسانی استفاده می کنند شما واژه پرسنل را به کار ببرید. منظور این نیست که شما باید از این تکنیک های جدید استفاده کنید اما بهتر است با آن ها آشنا باشید تا از بقیه بهتر باشید.

از اهداف سازمان آگاه شوید و آن ها را درک کنید

اگر می خواهید در شغل تان موفق باشید باید با اهداف سازمان آشنا باشید، آن ها را درک کنید و بعد با تمام وجود نهایت استفاده را از آن ها ببرید. امروزه اهداف هر شرکت و سازمانی بسیار پیچیده است. حرف زدن از اهداف شرکت باعث می شود رئیس به شما توجه ویژه ای داشته باشد. البته به شرطی که طوری صحبت کنید که مشخص باشد از شرکت حمایت می کنید. فهم اهداف واقعا ساده است. مثلا هدف والت دیزنی «خوشحال کردن مردم» و هدف وال مارت این بود که به « افراد عادی فرصتی داده شود تا بتوانند اهداف را کاملا درک کنید.

بعضی از اهداف تاریخی بسیار مهم بودند و می شد با تمام وجود نهایت استفاده را از آن ها برد:

  • شرکت فورد ( اوایل دهه ۱۹۰۰): شرکت فورد اتومبیل را به وسیله ای مردمی تبدیل می کند.
  • شرکت سونی (اوایل دهه ۱۹۵۰): بزرگ ترین شرکتی خواهیم شد که چهره محصولات ژاپنی را که در تمام دنیا به بی کیفیتی مشهورند تغییر می دهد.
  • شرکت بوئینگ (۱۹۵۰): بزرگ ترین سازنده هواپیماهای تجاری می شویم و دنیا را وارد عصر جت می کنیم.
  • شرکت وال مارت(۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰): سرمایه این شرکت به ۱۲۵ میلیارد دلار خواهد رسید.

پس برای اینکه  به موفقیت شغلی دست یابید و از کارتان رضایت داشته باشید، ابتدا باید ببینید که چه تعریفی از موفقیت دارید. موفقیت شغلی برای بعضی‌ افراد یعنی بهبود وضعیت مالی یا مثلا دستیابی به موقعیت اجتماعی بالاتر، اما چنین دستاوردهایی در اکثر موارد موجب رضایت و خشنودی حقیقی نمی‌شوند. خلاصه‌ی کلام اینکه باید بدانید چه نوع موفقیتی واقعا موجب رضایت‌تان خواهد شد تا بتوانید با تعیین هدف نهایی و قرارگیری در مسیر تحقق هدف به آنچه مدنظرتان است، دست پیدا کنید.

برگرفته از کتاب قوانین موفقیت در کار

برچسب ها
نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطلب هم برای شما جالب باشد

Close