کسب و کار

چطور میشه یک فرد موفق شوم (قسمت اول)

اکثر ما می خواهیم کارهایمان را به بهترین شکل انجام دهیم. همه ما دوست داریم تا در بخش های مختلف زندگی مان مخصوصا شغل و تخصصی که داریم انسان موفقی باشیم و آینده درخشان تری داشته باشیم. آیا می‌دانید موفقیت شغلی چیست؟ و اگر بله، این را هم می‌دانید که چگونه می‌توانید در کار خود موفق باشید؟   برای موفق شدن در محیط کار باید مهارت‌هایمان را افزایش بدهیم، وقت‌شناس باشیم و در یک کلام حرفه‌ای رفتار کنیم. افرادی که در محل کار خود موفق هستند، ترفیع می‌گیرند و اضافه حقوق دارند، از آسمان نیامده‌اند، آنها هم بشری هستند مثل ما که تنها با دقت و پشتکار، پله‌های موفقیت را طی کرده‌اند.

اما آیا برای دستیابی به موفقیت باید بیشتر کار کنیم؟ باید مادرزادی باهوش‌تر می‌بودیم؟ آیا ریسک کردن باعث موفقیت می‌شود یا ریسک نکردن؟ این سوالی است که همیشه در ذهن همه ما وجود داشته و دارد. سوالی که دائما در حال کلنجار رفتن برای یافتن پاسخش هستیم. پس با ما همراه باشید تا با استفاده از این مطالب یاد بگیرید که چگونه در شغل خود موفق باشید. افراد موفق در محل کار موارد زیر را رعایت می‌کنند.

برای کارتان برنامه ریزی کنید

این کار کمی شبیه به کار هنرپیشه ای است که نقشی را انتخاب و متنش را حفظ می کند. برنامه ریزی کاری تان باید این باشد که می خواهید در آینده چه کسی باشید. بسیاری از مردم بازنده بودن را آگاهانه به عنوان هدف انتخاب نمی کنند اما آخر سر، کارشان به همین جا ختم می شود. اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیفتد. وقتی ابتکار عمل را به دست بگیرید و برنامه ریزی کنید این اتفاق برنامه ریزی، یک جور برگه ماموریت شخصی است و با تعیین هدف، تبدیل شدن به همان کسی که برنامه تان از شما می خواهد، فرق دارد. حالا می خواهید چه کسی باشید؟ شخصی موفق یا شکست خورده؟ کسی که تسلیم می شود یا کسی که بعد از زمین خوردن بلند می شود، گرد و خاک را از لباسش می تکاند و همه چیز را از نو شروع می کند؟برنامه کاری تان باید علاوه بر توانایی هایتان شامل نوع کارهایی باشد که می خواهید انجام دهید. مثلا بنویسید: « من موفق خواهم شد و انسان بسیار خوبی باقی خواهم ماند.»

تعداد کمی از مردم آگاهانه برنامه ریزی می کنند. ممکن است این کار، ساده به نظر برسد اما برای رسیدن به جایگاه دلخواه تان ابزاری ضروریست.

با نقش تان آشنا شوید

نقش شما چیست؟ می دانم به اداره می روید تا کار کنید، به وظیفه تان عمل کنید، امور معینی را اجرا و از شیوه های مرسوم پیروی کنید، اما نقش شما چیست؟ این هم شبیه برنامه ریزی است. برنامه ریزی مشخص می کند شما چه جور کارمندی خواهید شد.    نقش تان مشخص می کند شما چگونه به پیشبرد کارها کمک خواهید کرد. آیا شخصی صاحب اندیشه خواهید بود؟ یا نقش واسطه ها را بازی می کنید؟ خوش بیانید؟ سیاستمدارید ؟ استاد کار هستید یا مشوق؟ در واقع نقش شما چگونگی سازگاری و تطابق تان با گروه است.

دکتر مردیت بلین برای بهبود توانایی های افراد بیش از بیست سال را صرف تحقیق در مورد ویژگی های کارگروهی کرده است. او نه نقش گروهی خاص را تعیین کرد که از قرار زیر است:

  • هسته گروه یا متفکران اصلی؛ آن ها ایده های نو ارائه می دهند و برای مشکلات راه حل پیدا می کنند؛ طرز تفکر این افراد با دیگران کاملا متفاوت است. آن ها خلاقند.
  • محققان منابع که افرادی خلاق هستند؛ آن ها دوست دارند وقت زیادی صرف ایده ها کنند؛ چنین افرادی برون گرا و سرشناسند.
  • هماهنگ کنندگان که افرادی منظم و مسلط هستند؛ آن ها می توانند روی اهداف تمرکز و گروه را یکپارچه کنند.
  • کسانی که به گروه شکل می دهند. این افراد بسیار موفقیت محورند؛ آن ها دوست دارند مبارزه کنند و به نتیجه برسند.
  • ناظران و ارزیاب ها؛ این افراد کارها را تحلیل می کنند، تعادل ایجاد می کنند و می سنجند. آن ها آرام و بی طرف هستند و به هدف فکر می کنند.
  • اعضای گروه؛ این افراد پشتیبان و همراه اند، می توانند سیاستمداران خوبی باشند زیرا فقط بهترین ها را برای گروه شان
  • می خواهند.
  • مجریان؛ این افراد مهارت سازماندهی خوبی دارند آن ها از عقل سلیم شان استفاده می کنند و دوست دارند کارها را به انجام برسانند.
  • مکمل ها؛ این افراد جزئیات را بررسی می کنند؛ آن ها همه چیز را مرتب می کنند و نسبت به ریزه کاری ها حساسند.
  • متخصصین؛ این افراد مشتاق کسب مهارت های تخصصی هستند؛ آن ها بسیار حرفه ای و پر انرژی و از خود گذشته هستند.

شما جزء کدام از این افرادید؟ چه نقشی را در گروه تان ایفا می کنید؟ آیا از نقش تان راضی هستید؟ آیا می توانید نقش تان را تغییر دهید؟

نقاط ضعف و قوت تان را بشناسید

برای شناخت نقاط ضعف و قوت تان اول باید نقش تان ، یعنی روش کاریتان را بشناسید. به عنوان مثال خلاقیت را نقطه قوت خود بدانید. یعنی ایده های خوب زیادی در ذهن داشته باشید به جزئیات توجهی نکنید و به جای کار کردن روی پروژه ها و ادامه دادن شان پروژه های جدیدی ارائه بدهید. مسلما همه این موارد نقاط قوت هستند. اما اگر نقش مکمل یا مجری را به عهده داشته باشید چنین نیست و همین موارد نقاط ضعف خواهند بود. به جای این خصوصیات، پشتکار، تلاش، استقامت، توانایی پیش بینی، تطابق، ثبات قدم و نظم نقاط قوت را تشکیل خواهند داد. آیا این ها نقاط ضعف هستند؟ شما باید قبل از قضاوت ذهنی درباره نقاط ضعف و قوت تان ابتدا نقش تان را بشناسید.

با اصول اخلاقی حرفه تان آشنا شوید

چه نقشی در جامعه ایفا می کنید؟ آیا نقش تان مثبت، مفید و سالم است؟ یا مضر و منفی؟ شما چه سهمی در حرفه تان دارید؟ آیا تا به حال اصول اخلاقی حرفه تان توجه کرده اید؟

منظور از اصول اخلاقی چیست؟ اخلاق همان وجدان شغلی تان است، باید ها و نباید ها، خوب ها و بدها. آیا حرفه تان خوب است یا بد؟مفید است یا مضر؟ آیا چیز مثبتی به جامعه می دهد یا اینکه چیز مثبتی از جامعه کم می کند.؟

اول از همه این کارها باید با اصول اخلاقی حرفه تان آشنا شوید و بدانید نقش تان چیست. حالا دست به کار شوید و تحقیقات را شروع کنید.

شاد و مثبت اندیش باشید

اگر هر روز صبح با انرژی مثبت سرکارتان حاضر شوید فشارها ، مشکلات و مسائل برایتان به راحتی آب خوردن می شوند. در نتیجه فردی مسلط، آرام، آسوده خاطر، دارای اعتماد به نفس و بسیار با تجربه شناخته خواهید شد و می توانید به راحتی خودتان را شاد نگه دارید.

داشتن نگرش مثبت و با نشاط خودش یک جور ترفند است. اول مجبور نیستید واقعا به آن اعتقاد داشته باشید فقط این کار را انجام بدهید. نقش بازی کنید. فقط این طور وانمود کنید که خوشحالید. اما در هر صورت این کار را انجام دهید. پس از مدت کوتاهی متوجه می شوید که دیگر نقش بازی نمی کنید بلکه واقعا شاد هستید. این کار یک جور کلک زدن است اما فقط به خودتان کلک می زنید نه به کس دیگر.

لبخند زدن موجب می شود هورمون هایی در بدن ترشح شوند. این هورمون ها باعث می شوند احساس بهتری داشته باشید. همین که احساس بهتری پیدا کردید بیشتر لبخند می زنید و در نتیجه هورمون های بیشتری تولید می کنید. وقتی فردی شاد و مثبت اندیش شناخته شوید دیگران علاقه مند می شوند بیشتر وقت شان را با شما بگذرانند چون هیچ چیز به اندازه دیدن انسان های شاد جذاب نیست.

کاری کنید که دیگران به شما توجه کنند

ممکن است زحمات شما در همهمه و آشفتگی محل کارتان به راحتی نادیده گرفته شود. شما سخت کار می کنید و زحمت می کشید و دیگر یادتان نمی ماند که باید برای بهبود موقعیت فردی و اعتبار شخصی تان تلاش بیشتری بکنید. اما این موضوع اهمیت زیادی دارد. باید طوری کار کنید که از دیگران متمایز شوید و توانایی های بالقوه تان برای پیشرفت به فعل در آیند.بهترین راه این است که گامی فراتر از کارهای روزمره بردارید. اگر مجبورید روزانه به کارهای کوچک زیادی رسیدگی کنید، همه همین کار را می کنند، بیشتر انجام دادن آن فایده چندانی به حال تان ندارد. اما اگر گزارشی برای رئیس تان تهیه کنید به این مضمون که چگونه همه می توانند به کارهای بیشتری برسند، مورد توجه قرار خواهید گرفت.

مسلما بهترین راه برای اینکه به کارتان توجه کنند این است که در کارتان مهارت زیادی داشته باشید؛ و بهترین راه برای مهارت داشتن این است که در انجام کارتان متعهد و نسبت به بقیه مسائل بی اعتنا باشید.

همیشه به حرکت ادامه دهید

اکثر مردم هر روز فقط با این فکر به محل کارشان می روند که کاری را انجام دهند تا وقت بگذرد و به خانه برگردند و در طول روز برای رسیدن به این لحظه جادویی هر کاری می کنند. اما شما مثل این افراد نیستید. شما به حرکت کردن ادامه می دهید. برای اکثر مردم کافی است که فقط شغلی را داشته باشند و کاری انجام دهند، در نتیجه همیشه درجا می زنند. اما هدف نهایی شما کار کردن نیست بلکه کار کردن فقط وسیله ای برای رسیدن به هدف است. هدف شما پیشرفت، دریافت پول بیشتر، موفقیت، کسب تجربه و گسترش ارتباطات است تا بتوانید روی پای خودتان بیایستید یا هر کار دیگری که در فهرست آرزوهای تان است انجام بدهید در واقع می توان گفت شغل شما اصلا مهم نیست. مهم این است که شغل تان شما را به هدفی برساند که به دنبالش هستید.

باید کارتان را بی نهایت عالی انجام دهید. اما لازم است از قبل به قدم بعدی فکر کنید. هر فعالیتی که در محل کارتان انجام می دهید باید فقط اقدامی کوچک درجهت نقشه بزرگ تان برای صعود به مرحله بالاتر باشد.

دیرتر قول و زودتر تحویل بدهید

اگر مطمئنید که می توانید کاری را تا چهارشنبه انجام دهید قول روز شنبه را بدهید. اگر می دانید که فقط یک هفته طول می کشد تا بخش شما کاری را انجام بدهد بگویید دو هفته طول می کشد.این کار حقه بازی نیست، دوراندیشی است. اگر کسی متوجه شد با صراحت و صداقت به آن اعتراف کنید و بگویید که همیشه در محاسبات درصدی را برای احتیاط در نظر می گیرید.

این قدم اول است. دیرتر قول دادن به این معنی نیست که نمی توانید کار را زودتر تمام کنید و باید تا روز آخر آن را طول بدهید. نه. کاری که باید انجام بدهید این است که  کارتان را حتما زودتر، با صرف همان هزینه و بهتر از آنچه قولش را داده اید تحویل بدهید.

این قدم دومی است که باید بردارید. یعنی اگر قول می دهید گزارش را تا روز دوشنبه تمام کنید، تا روز دوشنبه گزارش را کامل کنید و گزارش کامل را ، یعنی همان مسئولیت اصلی، همراه طرح های کاملا اجرایی و جدید تحویل دهید. وقتی دیرتر قول و زودتر تحویل می دهید باید اصلی اساسی را در نظر داشته باشید : به عنوان کسی که از قانون ها پیروی می کند واضح است که هرگز کارتان را ناتمام نمی گذارید و آن را دیر تحویل نمی دهید. بهتر است از همان ابتدا زمان طولانی تری را برای تحویل کار در نظر بگیرید تا بعد شرمنده کسی نباشید.

برچسب ها
نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطلب هم برای شما جالب باشد

Close