آخرین مطالب

نمی دانم خوشحال باشم یا غمگین

به عمودهای آخر که میرسم نمی دانم خوشحال باشم یا غمگین. گریه کنم یا بخندم نمی دانم بالا را نگاه کنم یا پایین را…. خوشحالم که رسیده ام به وصالت و غمگینم که این روز هم بر چشم بر هم زدنی می گذرد و انتظار دوباره فرامی رسد. گریه میکنم باورم نمیشود که باز هم […]

اشتراک گذاری
08 اسفند 1403
نویسنده : زهرا کریمی
کد مطلب : 7864

به عمودهای آخر که میرسم نمی دانم خوشحال باشم یا غمگین. گریه کنم یا بخندم نمی دانم بالا را نگاه کنم یا پایین را…. خوشحالم که رسیده ام به وصالت و غمگینم که این روز هم بر چشم بر هم زدنی می گذرد و انتظار دوباره فرامی رسد. گریه میکنم باورم نمیشود که باز هم کربلای تو را دیده ام و میخندم از سر شوق…. بالا را نگاه میکنم تا اگر عمری نماند چشمانم سیر باشد از بین الحرمین زیبایت کاروان دختران اربعین ساز / خاطرات اربعین و سرم را پایین می اندازم از شرم گناهانم….. باز هم خواستی تا بیایم و حسینی شوم دعایم کن حسینی بمانم و حسینی بمیرم آقای من…..

به این صفحه امتیاز دهید!

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *