آخرین مطالب

کتاب پنجره های تشنه

وقتش همین الان است. همین الان که در و دیوار شهرها بوی کربلا گرفته و هرجا می‌روید حرف رفتن و نرفتن است. یکی از همین روزها کتاب «پنجره‌های تشنه» را دستتان بگیرید. «مهدی قزلی» برای نوشتن اتفاقات یک کاروان خاص با آن‌ها همراه شده ‌است.
اشتراک گذاری
04 مرداد 1403
نویسنده : نو+جوان
منبع : nojavan.khamenei.ir
کد مطلب : 6949

دست خط آقا

آقا وقتی این کتاب را خواندند در صفحه اولش نوشتند: «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ این حسین کیست که عالم همه دیوانۀ اوست‌ این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانۀ اوست‌ اى شعلۀ فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دل‌هاى خلایق! تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغلۀ فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت می‌کنند؟ تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌اى در راه خدایت که پاداش آن خدایى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت می‌رساند؟ بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. ۹۳/۲/۲۹ بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم تا ۹۳/۲/۲۸.»

جهت دانلود این کتاب بر روی متن مقابل کلیک کنید: دانلود

به این صفحه امتیاز دهید!

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *